به خودم که می آیم ، به تو میرسم
اي دل! چو فراق يار ديدي خون شو اي ديده! موافقت بكن جيحون شو اي جان! تو عزيزتر نِه اي از يارم بي يار نخواهمت! ز تن بيرون شو نذار دستام گم شه نذار ديوونه تر شم دل من جا بمونه خودم غرق سفر شم اگه يه روز كسي دستاتو گرفتو دلت لرزيد زياد عجله نكن!؛؛ يه روز با دلت كاري ميكنه كه دستات بلرزه!.. وقتي ازت پرسيدن چه نسبتي با خانم داري؟ سرت رو بالا بگيري و شجاعانه و با افتخار بگي: "عشقمه" مي فهمي؟؟؟ این چهارمین روز مادریه که نبودنت رو عزا می گیرم عزیزمهربونم ... چقدر تحمل نداشتنت سخته دیروز آقای قرائتی تو تلویزیون می گفت نگاه کردن به صورت پدر و مادر عبادته بوسیدن بین دو ابروی مادر عبادته آخخخ نمیدونی چقدر حسرت خوردم مامان! حسرت لحظه هایی رو که قدر ندونستم ؛ که داشتمت اما شاید کم نگاهت کردم که دیر فهمیدم که پیشونی تو عبادتگاه و سجده گاهه که اونطور که باید و شاید نپرستیدمت مامان دلم برات خیلی تنگ شده مامان خوبم روزی نیست که با نگاه و صبح بخیر گفتن به عکس نازت شروع نشه و شبی نیست که بدون بوسیدنت و اشک ریختن واسه نبودنت سحر نشه کاش بودی مامان خیلی تنهام ... نه اینکه نتونستم با کسی باشم نه! بلکه نخواستم با هرکسی باشم. برا همینم به این تنهایی افتخار میکنم و می دونم تو هم خوشحالی خیلی دوستت دارم مامان دعا می کنم با صاحب این روز که اسم قشنگت همنام اونه همنشین باشی و خودش اونجا هواتو داشته باشه. برام دعا کن مامان نمیدونی چقدر سخته که همه کسایی که هیچ توقعی ازشون نداری امروزو بهت تبریک بگن جز اون کسی که خودشو محرمت میدونه... روحت شاد مامان جون و "روزت مبارک" ****** نه مادرم و نه همسر... تنها یک زنم و زن قداست دارد برای با او بودن باید "مـــــــــــرد" باشی نه "نـــــــــــر"!!! نمی شود دوستت نداشت لجم هم که بگیرد از دستت نهایتش این است که دفترچه ی خاطراتم پر از فحش های عاشقانه می شود..! خــودَم قَبـــول دارم کـــهنه شـــده ام آنـــقدر کــهنه
کــه می شــوَد رویِ گَرد و خـــاک تَنـــَم
یــادگــاری نــوشت
بنویس
و برو اگر نباشی یا حتی اگر بروی هم من از هیچ چیز ترسی ندارم یقین دارم هیچکس پیدا نمی شود که بیشتر از من دوستت داشته باشد چرا باید بترسم وقتی می دانم هیچ کس مثل من طاقت برخوردهای سرد و کم محلی هایت را ندارد چرا بترسم وقتی می دانم یک روز تف می اندازی به روی همه آن هایی که به خاطرشان " مرا " از دست دادی می خواهی نباشی؟ نباش می خواهی بروی؟ برو من از هیچ چیز نمی ترسم لیـــاقَــت مــی خـــواهَــد، بـــودَن
دَر شِـــعــر هــــــایِ زنی که ، بـــــا تَـــمام عِـــشـــقَــش
نَـــبـــودَنَـــت را اَشکــــ مــی ریـــزَد ، تَـــعَـــجُـــب نَکُــــن دَر بـــی لیـــــاقَتی تـــو
شَــکـــی نیـــست ، اینجـــا دَلیـــل بــودَنَـــت میـــان بُغــــض هــــایـَــم
، خَــریَــت خـــودم اَســـت نـــه لیـــاقَــــتِ تــــو ... چیه؟ چرا گریه میکنی؟ چرا دلت گرفته؟ آخه اونم آدمه! اگه دوسِت دارم هاتو نشنیده گرفت غصه نخور اگه رفت گریه نکن اونم یه روز معنی کم محلی رو میفهمه یه روز که چشای یه نفر عاشقش کرد و باهاش همین کارارو کرد شکستنو درک میکنه! اونوقت میفهمه آه هایی که کشیدی از ته قلبت بوده .. دلم خیلی گرفته ... روز خوبی نداشتم نمی تونم جلوی اشکامو بگیرم از یه طرف دلم هوای گذشته هایی رو کرده که دیگه هیچوقت نمیان از یه طرفم یه آینده مبهم پیش رومه که عذابم میده دلم واسه عزیزایی که از دست دادمشون تنگ شده جای خالیشونو امروز بیشتر از همیشه حس کردم اوناییم که هستن انگار نیستن حالم از هرچی فاصله اس به هم میخوره چه اون فاصله هایی که به طور طبیعی وجود دارن و چه اونایی که خودمون به وجود میاریمشون از فاصله هایی که فقط یه طرفش سعی میکنه کم و کوتاه بشه یه طرفش به آب و آتیش میزنه تا حداقل برسه به وسط ولی از اون طرف هی کش میاد و طولانی تر میشه و دورتر ... حوصله ات از این همه نبودن سر نمیره؟ آهای دخترها با شما هستم عاشقش نشوید من به اندازه ی همه تان عاشقی کرده ام برایش چه رازی در این جمله هست
♥♥♥ دوستت دارم ♥♥♥ که هرکه می گوید عاشق تر میشود ... و هرکه می شنود بی تفاوت تر و تلاش برای به دست آوردن دوباره ی یک رابطه ی از دست رفته مثل این می مونه که بخوای یه چایی سردو با ریختن آب جوش گرم کنی دیگه نه رنگش مثل اولش میشه نه طعمش! پس دقت کنین واسه کی وقت میذارین... نباش! من در نبودنت تنها نمانده ام! عکس هایت هست ببین چقدر مهربانند هیچ وقت تنهایم نمی گذارند ببین چقدر صبورند هر چقدر دردودل می کنم خسته نمی شوند گوش می دهند نگاهم می کنند و لبخند می زنند .. نباش! من تنها نمانده ام .. آدمها هم شبیه دریا هستند! غرقشان که شدی پس ات می زنند!!! فراموش کردنت کار سختی نیست ... کافی ست دراز بکشم ... چشم هایم را ببندم ... و برای همیشه ... بمیرم! به سلامتی کسی که وقتی بغلش کردم تمام تنم لرزید .. نه واسه خوشحالی یا عشق بازی .. واسه ترس از فردای بدون اون!!! دختره موهاش مش خفن از دماغش دوتا سوراخ مونده فقط لباش اندازه ی پشتی مبل شده نصف بیشتر عکسای پروفایلش یا لب
استخره یا با تاپ و دامن نیم وجبیه بعدخیلی جدی استاتوس
گذاشته خسته ام از این مردهای شهوت پرست که فقط به جسم زن می اندیشند آخه حلوا شکری تو اون جسم تو چیزی به نام مغز
هم پیدا میشه ؟؟ انتظار داری تو رو که ببینن یاد
فلسفه ی سقراط بیفتن؟؟ اون لحظه که گفتی یکی بهتر از تو رو پیدا کردم! یاد اون روزایی افتادم که
به صدتا بهتر از تو گفتم من بهترینو دارم..!! آدم ها در ارتباطاتشان یک آستانه ی تحمل دارند یک آستانه ی تنفر و یک آستانه ی تهوع
آن روز که سقف خانه ات چوبی بود سرتاسرت ای عشق پر از خوبی بود حالا که نمای خانه ات سنگ شده قلبت به نمای آن هماهنگ شده میخواستم تولد امسالت نزدیک لایه های تنت باشم نزدیک مثل هُرم نفس هایت نزدیک مثل پیرهنت باشم میخواستم تولد امسالت برعکس ِ هرچه قصه و افسانه شیرین لحظه های شبم باشی فرهاد مست و کوهکنت
باشم میخواستم تولد امسالت بی شعر روبروی تو بنشینم تو بیت بیت در بغلم باشی من بوسه بوسه بر دهنت
باشم میخواستم همیشه ، نشد هرگز، یک شب تو مرد قصه ی
من باشی یک شب کنار بستر رویایی خوابیده در کنار و زنت باشم هرگز مباد بی تو و دور از تو یک لحظه بی تو دوزخ
جانسوز است حتی اگر که مرگ جدامان کرد بگذار لااقل کفنت
باشم (نمیدونم شاعرش کیه) تکرار روز آغازت مبارک عزیزم (البته با چند روز تاخیر که خودت علتشو میدونی) اینجا نشسته ام به امید اینکه از این راه بیایی و من چشم روشنی بگیرم انگار از یاد برده ام که تو همیشه خودت را به آن راه می زنی!!! چقدر پر می کشد دلم به هوای تو انگار تمام پرنده های جهان در قلبم آشیانه کرده اند!!! بگـــذار ســـرنوشـــت راهـــش را بـــرود...! مـــن ، همیــن جا ، کنار قـــول هـایت ، درســــت روبــروی دوســـت
داشتـــنت و در عمــــق نبـــودنت ، !... محـــــکم ایــستاده ام



تـنت که پـیشِ من باشد و دلـت در آغوشِ دیگـری


بچه که بودم مامانم بهم می گفت تو خیابون چیپس و پفک اینا نخور



» ازين روزاي سختو پر از دلشوره سيرم ؛ يه كاري كن عزيزم دارم از دست ميرم..
» چقد سخته دلتنگ آغوشي بشي كه حتي دستاشم سهم تو نيست...!
» مرد يعني:
» نام تو را آورده ام دارم عبادت می کنم ...
» آغوش گرمم باش...بگذار فراموش کنم لحظه هایی را که در سرمای بی کسی لرزیدم.
» جز روزگار من همه چیز را سفید کرده برف
» این روزها خیلی چیزها دست من نیست ، مثلا دست هایت!
» هنوز با تمام نبودنت تمام بودن منی!!!
» تو را فقط به اندازه ی یک اشتباه می شناسم ..
| Design By : Pichak |



